چرچیل؛ در ملل عقب مانده آنانکه با مشتهای گره کرده انقلاب می کنند ، روزی با دست های باز گدایی خواهند کرد

ارسال شده توسط on دی ۳۰م, ۱۳۹۱ در دسته خبرهای مهم, مقالات. تغییرات این خبر را دنبال کنید در RSS 2.0. شما میتوانید برای این خبر بازتاب ارسال کنید

پایگاه خبری آذربایجان : روزهای آخر دیماه و نزدیک شدن به بهمن برای هر ایرانی یادآور انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران است. انقلابی که  درآن مردم اعم از تمامی گروهها و اپوزیسونهای رژیم پهلوی یک صدا خواهان سرگونی رژیم پادشاهی ایران شدند. انقلابی که بهای گزافی پرداخت کرد ولی آنچه برداشت کرد دیکتاتوری اسلامی ، قوت گرفتن آخوندیسم و ادغام دیانت و سیاست شد.

در حال حاضر ساختار حکومتی ایران طبق هر تعریفی دینی است و روحانیون جایگاه خاصی در آن دارند. از طرف دیگر استقلال حکومت و دیانت مسئله ای بوده که خصوصا علمای شیعه به هیچ عنوان خواهان آن نیستند. این استقلال هم موضوعی هویتی است و هم یک موضوع تاریخی. موضوع هویتی است، به این معنا که اساسا هویت صنفی روحانیت بر این تعریف شده که اولا دین را تبلیغ کند و به مردم آموزش بدهد. ثانیا در کنار مردم باشد، در مقابل هرچه که غیردینی است. مهم‏ترین مصداق امر غیردینی نیز رفتار ظالمانه‏ی حکومت‏ها با مردم است.

در شرایط امروز ایران، این موضوع وضعیت اسف‏باری پیدا کرده است. از ابتدای شکل‏گیری جمهوری اسلامی، این بحث مطرح شد که حوزه علمیه قم باید پشتیبان نظام باشد، چون نظام، نظام اسلامی است و قصد دارد دین را در عرصه‏ی جامعه پیاده کند. اما رفته رفته این موضوع تبدیل شد به پیوند روحانیت به عنوان یک صنف با حکومت. پس از درگذشت آیت‏الله خمینی این شرایط بسیار وخیم تر شد. چون آیت‏الله خامنه‏ای از آن‏جایی که محبوبیت  کاریزماتیک رهبر پیشین را در حوزه علمیه و در میان مردم نداشت، تصمیم گرفت در حوزه نفوذ پیدا کند تا از این طریق بتواند وجاهت علمی و سیاسی خود را تقویت کند.

نتیجه این شد که حکومت به حوزه و به برخی مراجع تقلید، کمک مالی کرد و حوزه علمیه وام‏دار حکومت شد. به طوریکه حتی شهریه‏ای که طلاب حوزه علمیه قم از برخی مراجع می‏گیرند، از طریق دولت تامین می‏شود. بیمه‏ی درمانی، صندوق‏های قرض‏الحسنه، وام‏های خرد و کلان  و بسیاری از تسهیلات دیگری که حکومت برای طلبه‏ها فراهم کرده است ، مصداق این گفتار است.  به همین دلیل در شرایطی که حکومت واقعا بر مردم فشار می‏آورد، حوزه  علمیه به جای این که در کنار مردم قرار بگیرد، کنار حکومت می‏ایستد. و قطعا به همین دلیل است که علمای شیعه به شدت با سکولاریزه شدن ایران مخالفت می کنند  ،چراکه این علمای شیعه از همان حوزه علمیه خارج شده اند که سرمایه های ملت ایران خرج آن شده است.

در این میان  بخشی از طلبه‏ها وارد عرصه‏ی قدرت می‏‏شوند و امکان بهره‏برداری از عرصه‏ی قدرت را پیدا می‏کنند. به این شکل که وارد نهادهای حکومتی می‏شوند؛ برخی امام جمعه می‏شوند، برخی قاضی، برخی دیگر وارد مؤسسات دولتی می‏شوند و به هر صورت که امکان دارد در خدمت رهبری هستند تا اهداف وی را مو به مو در جامعه اجرا کنند. در این میان توده مردم ایران هستند که زیر فشارهای ناشی از کج رفتاری های دولتی در زمینه های داخلی و سیاست خارجی  تبدیل به قربانیان اصلی شده اند. توده هایی که خود روزی بدنه اصلی مبارزات بوده اند اکنون تنها در پی برآوردن نیازهای اولیه خود هستند.

انقلاب ایران با تمامی فداکاریهای گروه های اپوزیسیون شاه متاسفانه به بیراهه کشیده شد و نتیجه آن پس از بیش از ۳۰ سال در برخی موارد حتی پس رفت جامعه نیز می باشد ، نسخه این پس رفت را شاید بتوان در جمله تاریخی سید حسن مدرس یافت که گفته بود ” دیانت ما عین سیاست ماست”

ز – نجاری


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Azadegi.com

ارسال نظر

تبلیغات